مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

41

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

مىتوان از كسى كه جگر شهيدان را دندان گرفته و گوشتش از خون شهيدان و سعادتمندان روييده و بر ضدّ سرور پيامبران جنگ برپا كرده و احزاب را گرد آورده و به روى رسول خدا ( ص ) نيزه كشيده و شمشير جنبانده ، اميد خير و نيكى داشت ؛ آن كسى كه از همه اعراب بىايمان‌تر بود ، بيش از همه رسول خدا ( ص ) را انكار مىكرد . دشمنىاش از همه آشكارتر بود و از روى كفر و سركشى از همه نسبت به پروردگار نافرمان‌تر بود . آگاه باشيد كه اينها همه نتيجهء فساد و كفر است و سوسمارى است كه براى كشتگان جنگ بدر در سينه مىجنبيد . هر كس در كار ما اهل بيت با ديدهء تعجّب و دشمنى ، عداوت و كينه‌ورزى بنگرد ، در دشمنى با ما كندى نمىكند . كفر خويش را به رسول خدا ( ص ) آشكار مىسازد و آن را به بيان رسا بر زبان مىآورد و - شادمان از كشتن فرزندان و به اسارت بردن دودمانش - بىآنكه از چنين گناهى اجتناب ورزد و يا آن را بزرگ بشمرد ، خطاب به بزرگانش چنين ندا مىدهد : « از شادى هلهله مىكردند و ديگران را به هلهله وامىداشتند و مىگفتند : اى يزيد دست مريزاد ! » اى يزيد دندانهاى ابا عبدالله را - كه بوسه گاه پيامبر بود - زير ضربه‌هاى چوبدستى مىگيرى و شادى در چهره‌ات برق مىزند . به جانم سوگند كه با ريختن خون سرور جوانان بهشت و پسر بزرگ عرب و خورشيد خاندان عبد المطلب ، دمل را شكافتى و ريشه را كندى . بزرگانت را ستودى و با خون او به پيشينيان كافر خويش تقرّب جستى ! » « 1 » گفتار برخى از صحابه برخى از صحابه با استناد به ابيات ياد شده و مثل زدن يزيد به آنها ، وى را مرتد و خارج از دين دانستند . ابن عبد ربّه مىنويسد : مسلم بن عقبه ، سرهاى اهل مدينه را نزد يزيد فرستاد . چون آنها را در برابرش افكندند ، او به شعر ابن زبعرى در روز أحد ، يعنى « اى كاش بزرگانم . . . » تمثّل جست . يكى از صحابه رسول خدا ( ص ) خطاب به او گفت : اى اميرمؤمنان ! آيا از

--> ( 1 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 124 ، و به نقل از آن ، بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 158 .